روزنوشت های یک مدرس زبان انگلیسی | دانستگاه امیر حمیدی در وب | صفحهٔ 2

وحشت روز آخر – 2012 … قسمت اول

ژانویه 8, 2011 44 دیدگاه

در پي ارسال مطلبي با مضمون پيشگويي مايا مبني بر انتهاي جهان در 21 دسامبر 2012 جرياني بوجود آمد كه سيل شايعات، خزعولات، خرافات، نظريه ها و تراوشات بي عقل و منطق بسياري از دوستان من را بر آن واداشت كه به عنوان آغاز كننده مطلب خاتمه گر آن هم باشم،‌ دو پست ديگر در اين زمينه ارسال كردم،‌ سعي در ختم بحث و اثبات ناسا! كه هيچكدام مانند اصل قضيه توجه افراد زيادي را جلب نكرد.
قضيه 2012 بخصوص متاسفانه در كشور ما به طرز بسيار آماتوري پيش مي رود، كافيست كامنت هاي وارده در اين پست را ببينيد. خيلي ها آن را با مدارك!‌ به جريان ظهور منجي و قيامت مرتبط دانسته و برخي از آن به عنوان سيستم پالايش انسان نام برده اند. افراد بسياري اظهار نااميدي كرده و سر به بيابان گذاشته اند. برخي چنان اين قضيه را باور كرده اند كه از فرمول هاي پيچيده رياضي و هندسه براي اثبات آن استفاده مي كنند و برخي حتي پيشگويي هاي مشابه را از منابع ديگر استخراج مي كنند و به اين جريان ربط مي دهند. مجموع اين عوامل آماتور و متاسفانه مشاهده جريان فكري بسيار محدود و مسموم برخي افراد و در نهايت كامنت احمقانه فردي به نام پدرام كه ادعا دارد ناسا جريان را تائيد كرده است من را دوباره بر آن داشت تا سايت ناسا را زير و رو كنم و جوابي قانع كننده پيدا كنم. مقاله اي كه در زير قرار دارد ترجمه اي آزاد از اين مطلب است. از دوستان خواهشمندم براي جلوگيري از گسترش اين وحشت بي پايه و اساس اين مطلب را در رسانه هاي خود منتشر كنند تا شايد بتوانيم كمي هم منطقي پيش برويم.

سال 2012 مانند يك سلبريتي بد كار است. شايعات وحشتناك در حال گسترش هستند. چندين كتاب در باره پايان دنيا در 2012 در حال فروش هستند و فيلم 2012 كه قاره هاي شكسته، ساختمانهاي در زمين فرو رفته و كلي ترس و وحشت را به نمايش مي گذارد. 2 فيلم ديگر نيز ظاهرا در حال توليد مي باشند.
همه آنهايي كه در اينترنت هستند مي دانند جريان چيست. ماياهاي مكزيك تقويمي داشتند كه قرار است فرش قرمز زمان را جمع كند،‌ قلب منظومه شمسي را با مركز كهكشان راه شيري هم تراز سازد و زمين را به توپ بولينگي تبديل كند كه در مسير نابودي حركت مي كند.

هيچكدام از اينها صحت ندارند. با اينحال، دوستاني كه شما داريد بي شك روزي خواهند خواست كه با شما در اين باره بحث كنند و حتما اگر بدانند چيزي مي دانيد سوالات زيادي از شما خواهند پرسيد.

شما كافيست نكات زير را بدانيد.

ظهور ايدوئولوژي:
در گذشته نيز مسائلي براي ترسيدن وجود داشت، اما نه به بزرگي اين يكي. آخرين باري كه زمين خود را براي گردش يك تقويم رمزآلود آماده ساخت گردش هزاره اي بود كه در تاريخ يكم ژانويه 2000 صورت گرفت. هراسي كه چيزي بيشتر از يك باگ كامپيوتري به نام Y2k نبود. برخي نويسندگان كتابهايي با مضامين نااميد كننده و/يا اميدوار كننده منتشر كردند كه يك موج عظيم كهكشاني همه چيز را به بد يا خوب تغيير خواهد كرد. چارلز برليتز، نويسنده، با الهام از پيشگويي هاي چيستان ساز قرن 18 فرانسوي به نام نوستاراداموس در كتابي كه در 1981 منتشر كرد، 1999 را پايان دنيا خواند. برليتز كه درباره آتلانتيس و برمودا هم نوشته است،‌ در كتابش هشدار داد كه 1999 تلاقي سيل،‌ قحطي،‌ آلودگي و تغيير قطب هاي زمين خواهد بود. او همچنين توجه ها را به همترازي سيارها در 5 ماه مي 2000 جلب كرد و نوشت كه شعله هاي خورشيدي، زمين لرزه هاي شديد و انفجارهاي مهيب در راهند.

در دهه 90 ميلادي جنبش هاي «تغيير دنيا» به ايده اي بزرگتر يعني پايان قرن پايان دنيا تبديل شدند و همه منتظر تغييرات هزاره اي مثل زمين لرزه ها، تغيير قطب ها، سر خوردن قاره ها در دريا، ظهور آتلانتيس و … بودند. در انگلستان مجله سان هزاره اي پر از لدت، صلح و پيشرفت را پيش بيني كرد.

وقتي در 1 ژانويه 2000 هيچ همه تمركز ها به 5/5/2000 معطوف شد. بسياري از معتقدان به هم ترازي سياره اي، بي تاثيري همترازي قبلي را فراموش كردند. همترازيي كه به «تاثير سياره مشتري» معروف بود كه در 10 مارچ 1982 سر خط خبر ها بود ولي هيچگاه اتفاق نيفتاد.

ريچارد لندز، تاريخ دان دانشگاه بوستون و رئيس مركز تحقيقات هزاره اي اين دانشگاه ابراز داشت: در طول ساليان آنهايي كه پايان دنيا را منتظر اند بارها فراموش كرده اند كه نشانه هاي قبلي هيچگاه به نتيجه اي نرسيده اند. اين افراد هميشه معتقند اينبار فرق مي كند!

چرخش
دقيقا اين تقويم مايا چه كار مي كند؟ در 21 دسامبر 2012 رشته اي از صفر ها را نشان مي دهد دقيقا همانند چرخش كيلومتر شمار ماشينتان. با پايان چيزي شبيه يك هزاره. در تقويم مايا ها اين هزاره-مانند الزاما يك هزار سال نيست. پايان باكتون سيزدهم است. تقويم مايا بر اساس چندين چرخش زمان به نام باكتون است. هر باكتون 144 هزار روز است، كمي بيشتر از 394 سال.
متخصصان نحوه كاربرد دقيق تقويم مايا را با كمك متون باستاني به دقت بررسي كرده اند و سپس تاريخ هاي تقريبا طويل مايا را با تقويم ما هماهنگ سازي كرده اند. دقيقا همانطور كه ما مبدا تاريخ خود را معمولا از يك اتفاق مهم مذهبي يا فرهنگي آغاز مي كنيم،‌ ماياها هم همين كار را كرده اند. بسياري از متخصصان معتقند شروع اين تاريخ براي ماياها 11 آگوست سال 3114 قبل از ميلاد است.

بسياري از بازه هاي زماني در تقويم مايا،‌ بصورت تصاعدي روي مضارب عدد 20 پيش مي روند. كاتون، بازه اي 7200 روزه است. ( 360 *20) و هر 20 كاتون يك باكتون را مي سازد. 20*7200=144 هزار روز. اگرچه چند نسخه باستاني سيزدهمين باكتون را نقطه شروع مجدد مهمي خوانده اند اكثر نسخ ديگر به ادامه آن پرداخته اند. مثلا هر 20 باكتون يك پيكتون را مي سازد.

تا چند وقت پيش هيچ كس به پايان سيزدهمين باكتون اهميتي قائل نبود. در سال 1975، فرانك واترز،‌ نويسنده رمانتيك و گمانه پرداز در كتابي به نام عجايب مكزيك بخش كوچكي از كتاب را به اين بحث اختصاص داد. او دوره باكتون 13 را چرخش عظيم ماياها نام گذاري كرد و به طرز ناشنيانه اي 5200 سال حدس زد و 5 تا از اين دوره ها را با 5 دوره از دوره هاي افسانه اي زمين كه در هريك زمين نابود و دوباره متولد شده بود ربط داد. ماياها هيچ مدرك معتبر دال بر اين نظريه ندارند.
واترز حتي در محاسبه روز آخر نيز اشتباه كرده بود و 24 دسامبر 2011 را روزي كه پرده هاي نمايش پايين كشيده خواهند شد ناميد. و زلزله هاي بزرگ را در راه خواهند. و از آن روز بود كه بحث روز آخر بر سر زبان ها افتاد.

قسمت پاياني را هم بخوانيد

Advertisements

نحوه انتخاب يك آموزشگاه زبان خوب

ژانویه 3, 2011 8 دیدگاه

براي آندسته از علاقه مندان به يادگيري زبان كه مي خواهند زبان را با مراجعه به آموزشگاه هاي زبان ياد بگيريند انتخاب يك آموزشگاه خوب و سطح بالا نقش حياتي را ايفا مي كند. شايد براي شما هم تجربه شده باشد كه قبلا با اينكه براي اولين بار زبان را شروع مي كرديد ولي يك احساسي داشتيد كه اين آموزشگاه آنطور كه بايد باعث پيشرفت شما نمي شود و تصميم به انتخاب آموزشگاهي ديگر كرده ايد يا كلا زبان را بيخيال شده ايد. متاسفانه بخاطر سياست هاي نادرست و سهولت در اعطاي مجوز هاي تاسيس آموزشگاه و در عوض حساس بودن وزارت خانه هايي مانند آموزش و پرورش برروي مسائل سطحي تا عمقي عموما، حدود 80 درصد از آموزشگاههايي كه در سطح شهرها مشغول فعاليت هستند از نظر علمي و مديريتي داراي نظامي توانمند نبوده و بازده بسيار ضعيفي دارند.

هدف من از اين پست تخريب وجه مديران محترم آموزشگاهها و يا زير سوال بردن تشكيلات آنها نمي باشد بلكه مي خواهم با تجربه اي كه طي حدود 8 سال تحصيل و تدريس در همين آموزشگاههاي سطح شهر چهارچوب ايده آلي براي آنها كه مي خواهند زبان را در آموزشگاه فرابگيرند ولي در انتخاب آن شك دارند ارائه كنم.

First Impression يا تاثير اوليه يكي از مهمترين فاكتورهاي انتخاب يك آموزشگاه خوب است. وقتي وارد يك آموزشگاه زبان مي شويد و اولين منظره اي كه توجه شما را به خود جلب مي كند ديوارهاي تيره و كثيف،‌ لكه روي كف زمين و بوي بد محيط است، بدانيد كه اين آموزشگاه به احتمال بسيار قوي كيفيتي مطلوب ندارد. البته شايد برخي هااعتراض كنند كه نبايد كيفيت را با ظاهر قضيه سنجيد ولي من با اطمينان قوي و با در نظر داشتن مباحث روانشناختي به تحليل اين جريان مي پردازم. مدرسي كه در اين محيط تدريس مي كند هرچقدر هم توانا باشد تحت تاثير محيط قرار گرفته و از كيفيت كارش كاسته خواهد شد. اين ضعف محيط نشان از ضعف مديريت در جلب توجه مشتري دارد و اين يعني شما‌(مشتري) براي مديريت مهم نيستيد و هيچ دلسوزي در قبلا فراگيري شما وجود ندارد. اخيرا به پيشنهاد يكي از اساتيد محترم به آموزشگاهي براي تدريس مراجعه كردم چون در شرف شروع ترم با كمبود مدرس مواجه بودند. هنگام ورود به راه پله آموزشگاه با كريدوري تاريك و ديوارهايي كه رنگ آن پوسته پوسته شده بود مواجه شدم. به عنوان فردي بالغ حقيقتا دچار خوفي شدم ولي با جرات دادن به خودم و با اين اميد كه كلاسها بهتر خواهند بود و يا حداقل سيستم داراي كيفيت است تدريس را شروع كردم و اواسط ترم بود كه خودم را براي از زير قرارداد در رفتن در انتهاي ترم آماده مي كردم. حتي زماني كه چك آماده بود،‌ با سه هفته تاخير براي گرفتن آن مراجعه كردم چون هيچ رغبتي وجود نداشت. مي توانيد خودتان قضاوت كنيد كيفيت اين چنين آموزشگاههايي كه مدرس ( نه تنها من،‌ اكثر مدرسين در طول ترم از اين شرايط شاكي بودند) در چه سطحي قرار دارد. با اينكه من تمام تلاش خود را در طول ترم براي تدريس كردم ولي نتيجه نهايي اصلا راضي كننده نبود چون سطح زبان آموزان در حد كتاب نبود و كار كردن در اين كلاس ها واقعا دشوار بود.
آيا منظور من اين است كه هر آموزشگاه تيره اي بد است؟ – ابدا!‌ شايد شما پيدا كنيد آموزشگاهي را كه از نظر طراحي و تاثير اوليه بسيار بد بود ولي از نظر سطح آموزشي در سطح عالي قرار دارد.

وسعت آموزشگاه: رابطه اي قوي بين اندازه آموزشگاه و كيفيت آن وجود دارد. اگر دقت كنيد تمام آموزشگاههايي كه داراي كيفيت و شهرت هستند معمولا چند شعبه اي و يا بسيار وسيع هستند. عكس اين جريان نمي تواند صادق باشد چون تنها در صورت وجود گارانتي براي كسب درآمد است كه مديران ريسك مي كنند و ساختمان هاي بزرگتري را اجاره مي كنند. پس به ياد داشته باشيد كه اكثر آموزشگاههاي كوچك در مقايسه با آموزشگاههاي بزرگتر داراي كيفيت كمتري هستند. اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه ممكن است آموزشگاههايي زماني به خاطر شهرت و يا شرايط ديگر بسيار وسيع شدند ولي بعدها بخاطر افت كيفيت سايز آنها همان ماند ولي تعداد زبان آموزان آنها كاهش يافت پس مي توانيد معيار ديگر را تعداد زبان آموز حساب كنيد.

امكانات:،‌ امكاناتي كه هر آموزشگاه تامين مي كند مي تواند شامل ابزار صوتي و تصويري با كيفيت،‌ بانك كتب و مجلات و منابع،‌ كلاسهاي جانبي، وايت بردهاي مدرن، پرتال هاي آنلاين و حتي سيستم ثبت نام كامپيوتري! باشد.

مدرسين: مدرسين يكي از اصلي ترين وزنه هاي يك آموزشگاه محسوب مي شوند. سعي كنيد در آموزشگاهي شروع به يادگيري زبان كنيد كه از شهرت و آوازه اساتيد آن قبلا شنيده ايد. چون معمولا اساتيد خوب در آموزشگاههاي خوب هم تدريس مي كنند.

بیشتر بخوانید…

انگليسي را با نوشتن نامه ياد بگيريم

نوامبر 26, 2010 13 دیدگاه

يكي از داغ ترين و اساسي ترين شيوه هاي نگارش،‌نامه نگاري است. اين بحث تا حدي مهم و داغ است كه دو واحد درسي تخصصي در دانشگاه محسوب مي شود،‌ همچنين در اكثر كتابهاي يادگيري زبان معتبر و معروف مانند Headways, Interchanges, Top Notch و … حتي به طور خلاصه به اين مقوله پرداخته شده است.
همانطور كه مي دانيد نامه نگاري شيوه خاصي از نوشتن است كه داراي ساختار منحصر بفردي است. خود نامه به چند نوع مختلف تقسيم مي شود كه مي توان نامه هاي تجاري، تبريك،‌ تسليت، تقاضا و … را مثال زد. نوع پيشرفته نامه نگاري كه امروزه پركاربردترين مقوله دنياي اينترنت نيز بشمار مي آيد ارسال نامه هاي الكترونيكي يا ويدئويي* مي باشد.
مخاطب نامه شما مي تواند فردي آشنا باشد و گاهي اتفاق مي افتد كه شما براي كسي نامه مي فرستيد كه هيچ آشنايي قبلي با او نداريد. در اين نامه ها كه معمولا بين افراد در دو كشور متفاوت رد و بدل مي شود هدف يادگيري زبان،‌ فرهنگ و مسائل جاري در كشورهاي مقصد مي باشد. در اصطلاح به اين فرد كه نامه به او نوشته مي شود Pen Pal مي گويند. شما معمولا پن پال (دوست نامه اي (2)*!) خود را از ليست هاي اينترنتي مي توانيد پيدا كنيد. اما اصلا اين نوع نامه نگاري به چه دردي مي خورد و چه طور مي توان به انجام آن پرداخت.

سايت هاي متنوعي هستند كه خدمات معرفي Pen Pal را عموما بصورت رايگان ارائه مي دهند. شما مي توانيد يك پروفايل براي خود بسازيد و تمام نكات مهم در باره خودتان را در آنجا درج كنيد. يكي از وي‍‍ژگي هاي اين سرويس ها «امكان جستجو» است. شما مي توانيد افراد را با فاكتورهاي گوناگون مثل، جنسيت، سن، كشور و حتي علايق آنها جستجو كنيد. وقتي كه فرد مورد نظر را يافتيد مي توانيد نامه اي براي او بنويسيد و از او درخواست كنيد كه Pen Pal شما باشد. در صورت موافقت فرد حالا شما مي توانيد در باره موضوعات مورد علاقه خود و دوستتان نامه رد و بدل كنيد و بواسطه اين نامه نگاري زبان هدف خود را تقويت كنيد. از آنجايي كه هدف اصلي اين نوع نامه نگاري تقويت زبان مي باشد شما مي توانيد زبانهايي را كه بلد هستيد در پروفايل خود درج كنيد و هنگام جستجو مي توانيد زبان هدف خود را هم مشخص كنيد. پس اين سوريس ها محدود به انگليسي نيستند و شما حتي مي توانيد به زبان تانزانيايي(!) (اگر آشنا هستند يا مي خواهيد آشما شويد) با فردي كه در تبت هست ارتباط برقرار كنيد.
تعدادي سايت را در پي نوشت همين مطلب براي عضويت و پيدا كردن Pen Pal معرفي خواهم كرد.

روش سنتي* (3) كه امروزه هم برخي از افراد هنوز از آن استفاده مي كنند شامل ارسال نامه هاي كاغذي بود كه بخاطر هزينه و مشكلات پستي كه گاها پيش مي آمد بصورت نادر مشاهده مي شود. البته اين روش خود داراي مزيت هايي است كه توانايي برقراري ارتباط را بصورت واقعي به محك مي كشد ولي در كل استفاده از سيستم هاي آنلاين در نوع خود ساده،‌ جذاب و فراگيرتر هستند.

دقت داشته باشيد كه نوشتن نامه همانطور كه قبلا هم اشاره شد داراي ساختار خاصي است و شباهتي به نوشتن پاراگراف يا مقاله ندارد لذا بايد بسيار دقت كرد كه محتوا در قالبي صحيح ارائه شود. البته با بيشتر شدن سيستم هاي آنلاين و محيط هاي ويرايش متن مانند WYSIWYG ها ساختار اين نوع نامه ها را به حالت خيلي غير رسمي تبديل كرده اند لذا افراد فقط به محتوا توجه مي كنند،‌اين در حالي است كه توجه به فرمت علاوه بر ايجاد محتوايي چشم نواز، درك شدن و اعتبار آن را نيز بيشتر مي كند.

در مقاله بعدي حتما سعي خواهم كرد نوع نگارش ي نامه صحيح را به طور كامل توضيح دهم تا شما هنگام نوشتن به راحتي بتوانيد به ساختار و محتواي خود نظم ببخشيد. البته در نظر داشته باشيد كه انواع نامه ها داراي انواع فرمت ها هستند،‌ ولي آشنايي كلي با فرمت اصلي مي تواند كمك شاياني بحساب بيايد.

يكي از مزيت هاي بسيار مهم اين نوع نامه نگاري قابليت آرشيوينگ است كه شما مي توانيد در طول زمان پيشرفت خود را بررسي كنيد و در صورت لزوم تدابير لازم را براي پيشرفت خود بينديشيد.
دقت داشته باشيد كه چنانچه مي خواهيد زبان انگليسي خود را براي مثال تقويت كنيد با كسي ارتباط برقرار كنيد كه زبان انگليسي او در حد «بومي» با اصطلاحا «Native-like» باشد. هميشه گزيده گوي باشيد و در جاي جاي نامه خود سوال هم بپرسيد تا جريان نامه نگاري شما ادامه داشته باشد.

بیشتر بخوانید…

تقويت زبان با تماشاي فيلم

اکتبر 18, 2010 15 دیدگاه

در پاسخ به اين سوال اكثر زبان آموزان كه روش هاي يادگيري زبان كدامند، همواره روش دوم را تماشاي فيلم پيشنهاد كرده ام. تماشاي فيلم اگر هدفمند و صحيح انجام مي شود مي تواند تاثير بسيار بسزايي برروي توانايي هاي مكالمه شما بگذارد. همچنين تاثير فيلم برروي شيوايي كلام و زيبايي لهجه تان واقعا قابل توجه خواهد بود. اما هستند بسياري از خوره هاي فيلمي كه حتي با تماشاي روزانه فيلم نه تنها هيچ تغييري در لهجه و روان صحبت كردنشان نمي افتد حتي نمي توانند يك جمله ساده دستوري را توليد كنند،‌ پس پرداختن به اين موضوع كه راهكارهاي تماشاي اساسي يك فيلم براي يادگيري زبان كدامند مي تواند مثمر ثمر باشد.

دقت كنيد كه منظور من از فيلم تمام آثار تصويري است كه بواسطه آن صدا نيز همراه با تصوير براي شما پخش مي شود كه در واقع مي توان بطور كلي انواع كارتون، سريالها، مستند ها،‌ مصاحبه ها و … را در اين ليست قرار داد پس هرگز خود را محدود به يك ژانر خاص يا برنامه خاص نكنيد و سعي كنيد تا جايي كه ممكن است از تنوع موجود استفاده لازم را بكنيد.

دسته بندي كه در زير ارائه شده بطور علمي اثبات نشده و اين نوشته ترجمه هم نيست و فقط حاصل تجربيات خودم و اساتيد ديگري است كه هم نظر هستند پس ممكن است بسته به استعدادها، توانايي ها، انگيزه و تمرين و تكرار هر فرد نتيجه اي متفاوت داشته باشد. همچنين لازم به ذكر است براي مبتديان زبان كه تازه يادگيري آن را شروع كرده اند تماشاي فيلم نه تنها تاثير مثبتي ندارد حتي ممكن است حالت تخريب كننده هم داشته باشد با اين توضيح كه ممكن است زبان عاميانه تاثير منفي در ساختار بندي اوليه داشته باشد يا فرد را از يادگيري دلسرد كند،‌ پس اين روش (تماشاي فيلم) براي كساني توصيه مي شود كه حداقل سطح زبان آنها Intermediate به بالا باشد.

1- فيلم را يكبار قبلا تماشا كنيد.
توصيه مي شود براي از بين رفتن هيجان اوليه فيلم،‌ يكبار آن را تماشا كنيد تا در مراحل بعدي تماشاي آن ذهنتان كاملا برروي يادگيري متمركز شود. شما نمي توانيد فيملي مثل Expendables را براي اولين براي براي يادگيري تماشا كنيد چون انقدر صحنه هاي اكشن دارد كه مجبوريد هر بار محو آنها شويد و يادگيري را فراموش كنيد.

2- نسخه اورجينال را تهيه كنيد
البته زياد لازم به توضيح نيست ولي فيلمهايي كه دوبله شده اند و زير نويس انگليسي دارند به هيچ وجه ممكن نيست شما را در يادگيري زبان كمك كنند. يا حتي فيلمهايي كه زير نويس فارسي به آنها اضافه شده است. پس ايده آل ما،‌ براي يادگيري نسخه اورجينال فيلم،‌ ترجيحا برروي دي وي دي،‌ همراه با زير نويس *قابل كنترل (روشن / خاموش‌) با كيفيت بالاست چرا كه بتوانيد حركات صورت و لب بازيگران را به دقت تحت نظر داشته باشيد. دي وي دي هايي كه شامل 250!‌ فيلم در يك دي وي دي هستند هم نمي توانند كمك زيادي محسوب شوند.

3- يادگيري از طريق ورودي
وقتي شما فيلم تماشا مي كنيد در واقع پروسه يادگيري از طريق INPUT اتفاق مي افتد، با اين توضيح كه شما حجم قابل توجهي از داده را دريافت مي كنيد. بعد يا در حين تماشاي خود سعي كنيد از قوه خلاقيت خود براي توليد دوباره يا متفاوت جملاتي كه شنيده ايد استفاده كنيد.

4- زير نويس ها را روشن و خاموش كنيد
براي بار اول فيلم را بدون زير نويس تماشا كنيد. اگر حتي 5%‌ درصد آن را هم متوجه نشديد نگران نباشيد، بار دوم باز با دقت بيشتري بدون زير نويس امتحان كنيد و بار سوم و چهارم را همراه با زير نويس. دوباره بدون زير نويس و اينكار را آنقدر تكرار كنيد تا بيشتر جملات را پيش بيني كنيد و به تدريج خواهيد ديد كه بعد از 10 بار تماشاي فيلم نزديك به 60%‌ ديالوگها برايتان حداقل آوايي آشنا به نظر مي رسند.

5- از تماشاي مجدد نهراسيد
تا جايي كه مي توانيد فيلم را مجدد تماشا كنيد. زماني كه من از فيلم براي يادگيري استفاده مي كردم فيلمي مانند XMEN1 را 15 بار تماشا كردم.

6- قلم و كاغذ و ديكشنري را همراه داشته باشيد.
زماني كه فيلم را بدون زير نويس تماشا مي كنيد هرجا به لغت، اصطلاح يا جمله اي بيگانه رسيديد آن را يادداشت كنيد و از ديكشنري چك كنيد،‌ اگر احيانا آن را در ديكشنري پيدا نكرديد دقيقه و ثانيه آن را يادداشت كنيد و در دفعات بعد كه با زير نويس تماشا مي كنيد حالت صحيح آن را جايگزين كنيد.

7- به نحوه تلفظ ها و بيان جملات خيلي دقت كنيد.
و بازيگران جمله اي را در شرايط گوناگون بيان مي كنند، دقت لازم را به يادگيري آن تن صدا، نحوه تلفظ،‌ حالت چهره و … بدهيد. مثلا نحوه گفتن جمله را در حالت عصبانيت، خوشحالي،‌ خنده،‌ گريه، پيروزي و … يا بگيريد.

روشهاي فوق را بكار بگيريد و اگر در هر موردي نياز به توضيح بود در بخش نظرات مطرح كنيد.
براي دريافت زير نويس كافيست در گوگل نام فيلم را بهمراه عبارات كليدي Download Subtitles جستجو كنيد. به يك فايل بسنده نكنيد و از چند منبع دانلود كنيد و بهترين را انتخاب كنيد.

فروم زير براي علاقه منداني كه هر گونه سوال تخصصي يا عمومي در رابطه با زبان دارند راه اندازي شده است.
براي ثبت نام در فروم پرسش و پاسخ سوالات انگليسي خود به اين جا مراجعه كنيد

كلمات از كجا وارد زبان مي شوند؟

اکتبر 9, 2010 5 دیدگاه

شايد براي بسياري از شماها كه علاقه به يادگيري زبان هاي گوناگون داريد اين سوال مطرح باشد كه كلمات جديد چطور وارد يك زبان مي شوند. در مبحث زبان شناسي زير مجموعه اي با نام اتيمالوژي (Etymology) مطرح است كه هدف اصلي آن بررسي اصل و تاريخ كلمات است. كلمه Etymology خود از زبان يوناني گرفته شده است كه تركيبي از Etymon به معني «اصل» و Logia به معناي «مطالعه و بررسي» مي باشد. مقالعه اي كه منتشر مي كنم حاصل مطالعاتم از كتاب زبان شناسي جورج يول مي باشد و تمام علاقه مندان به زبان،‌ دانشجويان، مدرسان و زبان آموزان مخاطب اصلي اين مطلب مي باشند.
در توليد كلمات جديد پروسه هاي مختلفي وجود دارند. گاهي تنها يك پروسه به تنهايي كلمه اي جديد را توليد مي كند و گاهي اين پروسه ها بايد سيستماتيك باهم كار كنند تا كلمه اي با معني توليد شود. هر يك از اين فرآيند ها با توضيح و مثال در زير آمده اند.

فرآيند اول : ( ابداع واژه) Coinage
روش كوينج كه در معناي ديگر به معناي ضرب سكه است به فرآيندي اطلاق مي شود كه بواسطه آن كلمه اي كاملا جديد توليد مي شود. معمولا اين توليد نام بر اساس نام محصولات و فناوري هايي است كه بوجود مي آيند. براي مثال كلماتي مانند آسپرين،‌نايلون،‌زيپ، كلينكس، تفلون و زيراكس از اين قبيل هستند. كلمه نايلون كه بصورت nylon نوشته مي شود (دقت كنيد اين كلمات معمولا در انگليسي با حرف اول بزرگ نوشته نمي شوند) از دو كلمه New York و London گرفته شده است و هريك از كلمات ديگر نيز تاريخچه اي شبيه به اين دارند.
حالت ديگري از كوينج هم وجود دارد كه در آن كلمه ي جديد بر اساس نام يك فرد يا مكان توليد مي شود كه به آن اصطلاحا Eponyms گفته مي شود. براي مثال كلمه ساندويچ از نام فردي در قرن 18 در انگلستان به خاطر ابداع اين غذا برگفته شده است. يا Jeans (لي) از نام شهري در ايتاليا گرفته شده است. برخي از اين Eponyms ها نيز واژه هاي فني محسوب مي شوند مانند ولت،‌فارنهايت،‌وات كه از نام دانشمندان گرفته شده اند.

فرآيند دوم : (قرض گيري) Borrowing
در اين روش كلمات بدون تغييرات بارز از زباني به زبان ديگر وارد مي شوند. براي مثال لياك (lilac) از فارسي،‌ Yogurt از تركي،‌Sofa از عربي و پيانو از ايتاليايي وارد زبان انگليسي شده اند. زبان هاي ديگر نيز اين تبادل را با زبان انگليسي دارند. براي نمونه كلمه Suppaamaaketto در ژاپني به معناي سوپرماركت و le stress در فرانسه از انگليسي وارد شده اند. نوع ديگري از قرض گرفتن كلك Calque نام دارد كه در آن اجزاي كلمه تحت الفظي ترجمه شده و به زبان ديگر وارد مي شوند. براي مثال كلمه gratte-ciel به معناي آسمان خراش دقيقا در انگليسي Sky Scraper ترجمه شده است. يا كلمه Boy Friend در زبان چيني دقيقا به nan pengyu كه معناي تحت الفظي آن دوست مذكر است ترجمه شده است.

فرآيند سوم: تركيب (Compounding)
در اين فرآيند از تركيب دو كلمه مجزا يك كلمه جديد بوجود مي آيد. براي مثال Fast و Food كلمه Fast Food را مي سازند يا Finger و Print كلمه Fingerprint را توليد مي كنند.

فرآيند چهارم: مخلوط (Blending)
در blending معمولا ابتداي دو كلمه را با هم تركيب مي دهند تا كلمه جديد توليد شود. براي مثال در برخي از ايالات آمريكا محصولي وجود دارد كه كاربرد Gasoline را دارد ولي از Alcohol ساخته شده بنابراين پس از اعمال Blending برروي آن كلمه جديد Gasohol ساخته مي شود. يا برخي اوقات دود با مه مخلوط مي شود كه در صورت blend كردن دو كلمه smoke و fog كلمه جديد smog توليد مي شود. مثال بارز اين فرآيند همان كلمه فينگليش هم مي تواند باشد كه در آن Farsi و English با هم مخلوط شده اند.

فرآيند پنجم: كوتاه كردن (Clipping)
كلماتي كه گاها بيش از يك سيلاب هستند به راحتي تلفظ نمي شوند لذا زبانشناسان فرآيند clipping را روي آن اجرا مي كنند. به واسطه اين فرآيند كلمه اي از معمولا انها قيچي مي شود و با كمي تغيير و تحول به كلمه اي معمولا يك سيلابي و راحت البيان تبديل مي شود. براي مثال كلمه فاكس از Facsmilie گرفته شده است. يا ad، bra، pub، fan، flu و cab از اين دسته هستند.

فرآيند ششم: Backformation
در اين روش كه معمولا برروي اسم ها اتفاق مي افتد،‌اسمي با كوتاه شدن تبديل به يك فعل مي شود. براي مثال television به televise مبدل مي شود يا Donation به donate.

فرآيند هفتم: تبديل – Conversion
بیشتر بخوانید…

يك جين اطلاعات كه نبايد در فيس بوك يا شبكه هاي اجتماعي فاش شوند

سپتامبر 15, 2010 5 دیدگاه

بازار شبكه هاي اجتماعي نظير فيس بوك،‌ تويتر، اوركات،‌ماي اسپيس و … روز به روز بين كاربران اينترنت داغ تر مي شود. اين امر از سويي باعث افزايش تبادلات اطلاعات و پيشرفت در عرصه هاي تبادل اطلاعات مي شود ولي از سوي ديگر بهانه هاي خوبي را براي افراد سو جو محيا مي سازد تا به طرق مختلف چه آنلاين چه آفلاين به اهداف ناپسند خود برسند.

اين متن ترجمه اي آزاد از مقاله اي در سايت ياهو است و برخي موارد آن شايد به دليل عدم تطابقات فرهنگي نامفهوم بنظر برسند،‌ و نكته مهم دوم ديگر اينكه خوشبختانه سودجويان داخل كشور ما هنوز در سطح فراگيري نتوانسته اند وارد دنياي مجازي شوند پس تا حدودي دنياي واقعاي ما دچار تهديدات جدي از سوي دنياي ديجيتالمان نيست.

مقاله اي منتشر شده در سايتي كه موارد و تخلفات بيمه شده گان را ارائه مي دهد نوشته شده بود كه يك پست نامناسب يا حاوي اطلاعات مختلف مي تواند باعث افشا شدن واقعيتي شود كه بيمه شده مجبور شود چند برابر به هزينه بيمه خود بيفزايد و اينكه امروز در جوامع غربي همه مي دانند كه اگر تصاويري از يك ميهماني و عيش و نوش در اينترنت ارسال كنند شغلشان را از دست خواهند داد.

شما بي شك مي تواند از اين شبكه هاي اجتماعي لذت فراواني ببريد اما هنگام برخورد با اطلاعاتي شامل موارد زير قبل از ارسال آنها مجدد فكر كنيد.

1- زمان و مكان تولدتان

انتشار روز تولدتان مشكل خاصي ندارد اما اگر به آن سال تولد و شهر تولدتان را نيز بيفزاييد در واقع كليد زندگي اقتصادي خود را به دزدان داده ايد. مطالعات نشان داده زمان و مكان دقيق تولد فاكتورهاي پيش بيني اغلب و گاها تمام رموز و شماره هاي سري افراد براي حسابهاي مالي آنها هستند.

2- برنامه هاي سفر

شايد گفتن » لطفا خانه مرا بدزديد» بهتر باشد از يك پست با مضمون : »  اصفهان ما داريم فردا نه پس فردا مي آييم تا با خانواده يك هفته در خدمت باشيم!‌،‌همه مان!»
اگر مي خواهيم شوق سفر را با ديگران شريك شويد هنگام برگشتن عكسهاي سفر را در پروفايل خود بگذاريد ولي هرگز با جملاتي مثل بالا خلافكاران را در جريان روز خروج و مدت سفرتان قرار ندهيد.

3- آدرس خانه

مطالعه اي جديد نشان داد آنها كه پروفايل اينترنتي دارند،‌ بيشتر از ديگران در معرض خطرات جاني و مالي هستند. 40 درصد افراد،‌ آدرس خود را منتشر كرده اند كه  65 درصد اين افراد حتي مشاهده اين اطلاعات را محدود نكرده اند. حتي 60 درصد از اينكه افراد در ليست واقعا دوست آنها هستند ابراز بي اطميناني كردند.

4- اعترافات

شايد از شغلتان متنفر باشيد. در پرداخت ماليات صادق نباشيد يا تفريحي مواد مصرف كنيد. اما اين سايتها جاي اين اعترافات نيست. كارفرمايان معمولا در سايت ها براي اتخاذ تصميم در جذب نيروي كار يا تعديل آنها به گردش مي پردازند. به اثبات نياز داريد؟ در طول چند هفته پيش يك مسئول ارسال آمبولانس بخاطر مصرف مواد،‌ يك گارسون براي شكايت از مشتريان و يك دلقك تبليغاتي به خاطر انتقاد شديد از تيمش از كار اخراج شده اند. در پي تحقيقي در سال پيش 8%‌شركت ها افرادي را به خاطر سو استفاده از رسانه ها از كار بر كنار كرده اند.

5- سرنخ هاي پسوردها

اگر اكانت آنلاين داشته باشيد احتمالا چندين سوال امنيي را پاسخ داده ايد. نام دوم مادرتان،‌ محل ازدواجتان،‌ يا نام موسيقي مورد علاقه تان. در حالي است كه در پروفايل فيس بوك خود نيز به همه اين سوالات پاسخ داده ايد و اين اطلاعات را منتشر كرده ايد. با اينكار در واقع اطلاعات كافي را براي سارقان جهت حدس زدن پسوردهايتان آماده كرده ايد.

6- رفتار خطرناك

شايد با پيكان 57 خود در مسابقات درون شهري غير مجاز شركت مي كنيد،‌ بر فراز صخره ها گلايدينگ مي كنيد يا ديوانه وار سيگار مي كشيد. به تازگي برخي شركت هاي بيمه با بررسي پروفايل بيمه شده گان خود تحقيق مي كنند تا ببينند آيا آنها زندگي خود را در خطر قرار مي دهند.

موفق باشيد.

مسائل دیگران، مسائل ما نیز هستند؟

سپتامبر 2, 2010 4 دیدگاه

بعضی وقتها اتفاقاتی برای آدم رخ می ده که تا عمیق ترین تارهای احساساتش رو به لرزه در میاره. اتفاقاتی که شاید اگر برای خود آدم رخ بدن تا اون حد دردناک نباشند یا آدم برای خودش اونقدر متاسف نشه.
یکی از زیبایی های شغل من برقراری ارتباط با تک تک دانش آموزام هست. هر دانش آموزی وفتی متوجه می شه که من آمادگی کامل دارم تا نه تنها معلمش بلکه رفیق روزهای زندگیش بشم، بی تامل اطلاعاتی رو باهام شریک می شه که گاها دونستنشون واقعا برام آزار دهنده هست.

هر دانش آموزی احساسات خاصی داره و هر احساساتی نیازمند یه واکنش مرتبط تا احساس امنیت ایجاد بشه. برای اینکه مقدمه رو کوتاه کنم دو سه تا نمونه از تجارب اخیرم رو با شما دوستان به اشتراک می زارم تا ایده های شما رو هم به لیست واکنش هام اضافه کنم.

دردناک ترین تجربه ام مربوط به دانش آموزی بود که سر کلاس بسیار فعال و پویا بود ولی همیشه تو چهره اش حس ناشناخته ای رو می خوندم که خود این سردرگمی اذیتم می کرد، بارها سعی کردم با عناوین مختلف سر بحث رو باز کنم تا ببینم سرچشمه این احساسات و امواج ناراحت کننده کجاست ولی خیلی زود متوجه می شدم که این دانش آموز علاقه ای به بازگو کردن قصه نداره. تا اینکه احساس کردم این می تونه مربوط به یه مسئله در خانواده این دانش آموز باشه و به احتمال خیلی زیاد اتفاقی هست که تازه رخ داده و هنوز پس لرزه های احساسات اون اتفاق وجود این دانش آموز نوجوان 14-15 ساله رو شدیدا آزار می ده. با بهونه کردن یه تکلیف writing به بچه ها گفتم به دوست صمیمشون یک نامه ای بنویسند و درش از اتفاقات و تحولات اخیر زندگیشون صحبت کنند. جلسه بعد با جمع آوری تکلیف ها وقتی تو خونه مشغول بررسی نوشته بودم شاید یکی از دردناک ترین حوادث رو تجربه کردم. دانش آموز با لحنی خیلی نا امیدانه و آرامی نامه اش رو نوشته بود و اواسط متن جایی بود که به دوستش توضیح داده بود اخیرا مادرش را از دست داده و بابت این مسئله خیلی ناراحت است. خواندن این جمله کافی بود تا احساس سرمای شدیدی بکنم و لحظه ای خودم رو در محیط خالی و پوچی ببینم که همه چیز تمام شده بود. در انتهای متن هم پسرک با جمله ای خواسته بود تا این راز را در کلاس فاش نکنم که واقعا برایم قابل احترام و درک بود.
قبلا رفتار خیلی ساده ای با این پسر داشتم ولی بعد از خوندن متن خیلی محتاط شدم که مبادا حرفی بزنم که موجب آزردگی خاطرش بشه. ناراحتیم وقتی بیشتر می شه که می بینم پسرک هنوز اونقدر بزرگ نشده که بتونه با مسئله کنار بیاد و یک جورایی اون حس پریشانی، نا امیدی و غصه در صداش به راحتی به گوش می رسه.
اگه شما به عنوان معلم مسئله ای مشابه برایتون پیش می اومد چی کار می کردید؟

مورد دیگه ای هم که معمولا خیلی آزارم می ده و به وفور دیده می شه سر کلاسها، دانش آموزانی هستند که واقعا هدف های مشخصی ندارند و هرچی بیشتر در زندگیشون پیش می رم می بینم که پوچی تمام ابعاد اون رو پوشش داده. این دانش آموزا نه تنها معمولا درس خوان نیستند، به هیچ یک از فعالیت های کلاس توجه کافی ندارند، در مدرسه و دانشگاه هم موفقیت های چشم گیری ندارند و معمولا در سوال از علایق و سلایق به جواب های کوتاهی بسنده می کنند. این دسته اکثر اوقات از مشکل خود آگاه نیستند و وقتی ایده ای نو می شنوند خیلی هیجان زده می شوند و دوست دارند با انجام آن ایده کمی سرگرم شوند. معمولا از بحث های مرگ، پایان و راهکارهای غلط مانند اعتیاد و سیگار استقبال می کنند و وضع ظاهری آنها به همراه نحوه نگاه، حرکت و اعمال آنها همه بیانگر مسائلی است مربوط به بی هدفی آنها. در مقابله با این دانش آموزان معمولا آنها را در کنار دانش آموزانی می نشانم که ایده های بزرگ حتی خیالی دارند و سر کلاس تا جایی که ممکن است بحث را بسط می دهم تا به تولید افکار و ایده ها منتهی شود که این دانش آموزان هم فرصتی برای یاد گرفتن فکر کردن داشته باشند. موثر بودن یک جلسه این چنین زمانی برایم آشکار می شود که در انتهای کلاس این دانش آموزان با مراجعه به من راههای نوین یادگیری، تعیین هدف و استقامت در هدف را از من جویا می شوند.
شما چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟

موفق باشید

دسته‌ها:انسان